![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
به کویت بادل شادآمدم با چشم تررفتم
به دل امیددرمان داشتم درمانده تررفتم تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین به راه عشق اگرازپادرافتادم به سررفتم نیامددامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم زکویت عاقبت بادامنی خون جگررفتم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:21 توسط الهام |
|
|
هنوزچشم مرادم رخ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی زکف چو مرغ پریده تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم که این فرشته برای من از بهشت رسیده بیا که چشم وچراغم تو بودی از همه عالم خدای را به کجا رفتی ای فروغ دو دیده |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:17 توسط الهام |
|
|
به قدر همه ي چشماي دنيا
نگاه تو خريدارم هميشه واسه عشقي كه تنها به تو دادم توي تموم دلها جا نميشه اگه يه مويي از سر تو كم شه يه قطره اشك تو چشماي تو جمع شه كسي بجز خودت پيدا نميشه بتونه مرهم زخم دلم شه بهت گفتمو باورت نميشه مثل من كسي عاشقت نميشه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:44 توسط الهام |
|
|
اخه تو عزیز قصه هامی
اخه تو شعر رو لبامی
اخه جونه توبسته به جونم
اگه بری دیگه نمی تونم
اخه اسم تو رو که میارم
می شی همه دار و ندارم
ازچی میترسی تو مهربونم
من که رو عشق تو موندگارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 16:57 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 23:56 توسط الهام |
|
|
زندگی جدول ضربه پر تقسیمه ولی
من و تو گناهمون اینه که تنها عددیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:59 توسط الهام |
|
|
برو آتيش به قلب من نزن بزار نگاهت از يادم بره
بزار واسه هميشه قلب من شل بشه با کلی خاطره برو نميخوام ببينی خونه من خالی شده همدم من به جای تو ريگهای پوشالی شده اون که ميگفت می مرد برات ديدی راست راستی مرد رفت همه خاطره شم به خاطرت برداشت و برد بهش بگيد نشت به پات بهش بگيد نيومدی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:53 توسط الهام |
|
|
چقدر باید برای همدیگر بازی کنیم ؟
کاش از اول نمی گفتی که به هم می اومدیم به با تو بودنم قسم اگر بیای کنار من چشمام واسه عروسک نگات یه گهواره می شه یه چیزی رو خیلی دارم اما به هیچ کس نمی دم عشق تو ا........ انقد دارم که تو دلم جا نمی شه این جور نگاهم نکنید مگه شمادل ندارید خودتونو واسه یه بارم که شده جای من بذارید شما نمی ذارید اگر بذاریدم نمی تونید عاشقی که این جوری نیست یه طعمیه نمی دونید یه وقتی توهین نباشه اینو نگفته من ردم اصلا به قول خودتون یه جوری ام اصلا بدم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:18 توسط الهام |
|
|
از وقتی که چشمانم به روی دنیا باز شد تازه فهمیدم کی
هستم و از کجا آمدم و به کجا می روم تنها چیزی که من از این دنیا می دونم اینکه تمام اینها همه یه خیاله و فهمیدم که زندگی فقط یه رویایی بیش نیست !!! شما چطور فکر می کنید ؟؟؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:30 توسط الهام |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 1:32 توسط الهام |
|
||||||
|
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى
اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق واگرپروانه روي دستت نشست تعجب نكن چون من آدرس بهترين گل رو به او داده ام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 1:7 توسط الهام |
|
|
لالالالا نخواب تلخه جدایی
کمر خم می شه زیر بی وفایی تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:37 توسط الهام |
|
|
چه ساده با گريستن خويش زنده ميشويم و چه ساده در ميان گريستن
مي ميريم و درفاصله ايندو سادگي جه معمايي مي سازيم به نام
((زندگي))..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 20:23 توسط الهام |
|
|
مادر
لالايي لا لا لا لالا.پيشم بمون كه تا ابد دنيا رو با تو دوس دارم. دنيا اگه خوب اگه بد با تو برام ديدنيه.باغ گلايه اطلسي با تو برام چيدنيه . كاشكي ميشد بهت بگم چقدر صداتو دوس دارم.بازم مثه بچگيام لالايي یاتو دوس دارم.سادگياتو دوس دارم خستگياتو دوس دارم.چادر نماز و زير لب خدا خدا تو دوس دارم.كاشكي رو تاخچه ي دلت يه قطره بارون مي شدم.تو دشت ابري چشات يه قطره بارون مي شدم.كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم.يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم. (تقديم به همه ي مادراي دنيا)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:57 توسط الهام |
|
|
سلام این وب لاگ هر وقت فرصت داشتم توش مطلب میزارم با تشکرات
کاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش رگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت رفتي و در دل من مانده به جاي عشقي آلوده به نو ميدي و درد نگهي گمشده در پرده ي اشك حسرتي يخ زده در خنده ي سرد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:51 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|